فقه و مبانی حقوق اسلامی

فقه و مبانی حقوق اسلامی

بنیان های انسان شناسی علم اصول فقه با محوریت کفایه الاصول

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 فقه و حقوق دانشکده الهیات پردیس البرزدانشگاه تهرانش
2 فقه و حقوق دانشکده الهیات دانشگاه تهران
3 گروه فقه و حقوق دانشکده الهیات دانشگاه تهران
10.22059/jjfil.2026.410305.669961
چکیده
علم اصول فقه، علمی بشری است و معارف و علوم بشری دائماً در تعامل و داد و ستد با یکدیگرند بنابراین تحول و قبض و بسط در یکی از این معارف به ناچار سایر علوم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فقها و اصولیون نیز در استنباطات خویش از مبادی متعددی همچون نوع نگرش آن ها به هستی(فلسفه)، طبیعت(علم)، انسان، جامعه، مفاهیم مدرن(توسعه، تکنولوژی...) و حتی تجربیات زیسته‌ی خویش بهره می‌برند. این مبادی همچون عینکی در مقابل دیدگان آنان قرار می‌گیرد و در ذهن و ناخودآگاه ایشان، دستگاه و روش فقاهتی‌ای شکل می‌گیرد که رنگ و بویی متفاوت با سایرین دارد. آخوند خراسانی، مؤلف مهمترین کتاب اصولی نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این مقاله با محور قرار‌دادن کفایـه الاصول، به یکی از مهمترین مبانی اجتـهاد، یعنـی «انسان شنـاسی» به معنای شناخت سرشت انسـان (Anthroposophy) از منـظر آخوند اشـاره شـده است؛ مواردی همچـون: ذات‌گـرایی (Essentialism)، جبرگرایی، علم النفس صداریی، عقلی که با شرع همپوشانی دارد و وجدان به معنای وجدانیات منطقی سپس به چند مورد از تاثیرات انسان شناسی ایشان بر یافته‌های علمی و استنباطات وی پرداخته شده است؛ به عنوان نمونه آخوند، متجری را علاوه بر استحقاق مذمت، مستحق عقاب نیز می‌داند زیرا معتقد است، تجرّی علّت تامه‌ی استحقاق عقوبت است. ایشان در این موضوع نگاه ذات گرایانه و جبری به انسان دارد و این امر باعث شده که استحقاق عقوبت را با عدالت خداوند ناسازگار نپندارد.
کلید واژه: مبادی، انسان شناسی، کفایه الاصول، اصول فقه، آخوند خراسانی
کلیدواژه‌ها

دوره 59، شماره 1
بهار و تابستان 1405
شهریور 1405